✅خرید محصول توسط کلیه کارت های شتاب امکان پذیر است. ✅بعد از خرید محصولات دانلودی، لینک دانلود در اختیار شما قرار خواهدگرفت و هر گونه فروش در سایت های دیگر قابل پیگیری خواهد بود. ✅بعد از خرید کتاب های فیزیکی، سفارش شما ثبت و آماده ارسال میشود.
- دسترسی به محصولات دانلودی به صورت مادامالعمر (طرح جلد، موکاپ، قالب صفحه آرایی)
- بستهبندی ضدآب برای ارسال کتاب های خریداری شده
- تمامی کتاب های نشر متخصصان به صورت فیزیکی هستند.
کتاب بیتابیام درد میکند با شدت نور نوشته سرکار خانم سپیده نصیری را به صورت قانونی از سایت متخصصان خریداری کنید.
ارسال کتاب تا ده روز کاری.
در بخشی از کتاب میخوانیم:
کتاب بیتابیام درد میکند با شدت نور سرودهی سپیده نصیری است که توسط انتشارات متخصصان منتشر شده است.
این کتاب، در قالبهای شعری نو نیمایی، شعر سپید و چند قطعه شعر کلاسیک شامل غزل و دوبیتی سروده شده است.
بیگمان شعر، یکی از گونههای شاخص ادبی و شاخهای از هنر است که برای به اشتراک گذاردن ایدهها و عقاید، احساسات، افکار و عمق اندیشه، به خوبی میتوان از آن بهره جست و در حقیقت میتوان آن را راهی دانست به سوی تفکر، احساس، منطق و خیال. شعر زبانیست که با آن میتوان گاه از دغدغههای دنیای روزمره جدا شد و گاه خود را پرندهایی دید که بر فراز دنیایی پر از ایجاز و احساس پرواز میکند و جهانی را در آن به تصویر کشید که غالبا از دید سایرین مخفی مانده است.
سپیده نصیری، شاعری است که از دل اندیشهها ناب برخاسته و رویاها و اندیشههایش را در کتاب خود به نام بیتابیام درد میکند با شدت نور، با ادیبان و ادب دوستان و دوستداران شعر و شاعری، به اشتراک گذارده است. او علاوه بر شعرهای سپید و نیمایی و کلاسیک، در حوزهی شعر و داستان و ادبیات کودک و نوجوان نیز فعالیت دارد.
از این شاعر مجموعهی دیگری به نام دلتنگیهایی که به جای قهوه مینوشم ( چاپ اول: بهار ۱۴۰۳) توسط انتشارات متخصصان منتشر شده است.
سپیده نصیری، نویسنده، شاعر, مترجم, معلم پایه اول ابتدایی، متولد ۱۳۵۸ شهرستان رودسر، دانشآموختهی مهندسی محیط زیست، مترجمی زبان انگلیسی و کارشناسی ارشد آموزش زبان انگلیسی است.
خواندن این مجموعه شعر را به همهی دوستداران شعر و ادب پیشنهاد میکنیم.
در قسمتهایی از این کتاب میخوانیم:
چگونه بیدار کنم، شاعر خفته را؟!
چگونه بیدار کنم
شعر را،
شاعر خفته در پستوی زمان
و اندیشههای نوین دیروز و امروز؟؟
چگونه بیدار کنم شعر را
که دستهایم سرشار شود
از جادوی سبز قلم
و نگاهم پر شود
از دانه به دانهی واژههایی که میخوانند
آواز حقیقت را…
کلمات رژه میروند جلوی چشمانم
و اندیشه
چه زیبا سان میبیند!!
از کجا تا ناکجا
همگی تبلور شعر است
رویش کلمات از اندیشهی به خاک نشسته، در گذر سالیان؛
زمزمهی آوای هستی،
و نوای کوبش ثانیه
بر پهلوی زمان…
آه، بگویید به من
چگونه بیدار کنم شعر را،
شاعر خفته در پستوی زمان
و واژههای سبز حقیقت را…
صبور
نگران من نباش
ناشکیبا نیستم؛
جان من! راحت برو
بی تو تنها نیستم!
خوب من! خوب ببین
همه چیز اینجا هست
تو خیالت تختِ تخت
قلبم اصلا نشکست!!
بوی عطرت در فضا،
مینوازد شامهام
خاطراتت میچکد
جای جای خانهام.
قاب عکس خالیات
همدمی همیشگیست
یا که این باران اشک!!
ــ که از سر دلتنگیست ــ
تو برو بی من، برو
بی تو تنها نیستم
جانم! «عشقت» با من است
اهل حاشا نیستم…






هنوز بررسیای ثبت نشده است.