1

بیداری

شناسه محصول: book-1401-10-2-1-177 Categories: , تاریخ انتشار : ۲۵ بهمن ۱۴۰۲
قیمت محصول

۱۰۰,۰۰۰ 

موجود

جزئیات بیشتر

وزن150 گرم
ابعاد20 × 14 × 0.5 سانتیمتر
قوانین استفاده

✅خرید محصول توسط کلیه کارت های شتاب امکان پذیر است. ✅بعد از خرید محصولات دانلودی، لینک دانلود در اختیار شما قرار خواهدگرفت و هر گونه فروش در سایت های دیگر قابل پیگیری خواهد بود. ✅بعد از خرید کتاب های فیزیکی، سفارش شما ثبت و آماده ارسال می‌شود.  

  • دسترسی به محصولات دانلودی به صورت مادام‌العمر (طرح جلد، موکاپ، قالب صفحه آرایی)
  • بسته‌بندی ضدآب برای ارسال کتاب های خریداری شده
  • تمامی کتاب های نشر متخصصان به صورت فیزیکی هستند.
توضیحات مختصر محصول
بیداری

کتاب بیداری نوشته سرکار خانم محدثه ملاشاهی را به صورت قانونی از سایت متخصصان خریداری کنید.

ارسال کتاب تا ده روز کاری.

در بخشی از کتاب می‌خوانیم:

وز دارد ‌فکرهایم
جاهایی‌گره
جاهایی‌آدامس‌چسبیده
و‌در‌جایی،‌رشک‌خانه‌‌دار‌شده
این‌طناب‌که‌هر‌سرش‌تویی
چگونه‌باز‌می‌شود؟
این‌خاطره‌های‌عطری،‌کجا‌بدبو‌شوند؟
این‌غم‌دنیا‌چگونه‌از‌دوشم‌بیفتد؟
هی‌سنگ‌پا‌می‌کشم
برق‌می‌اندازم
چه‌می‌خواهی‌من؟
از‌این‌زنده‌کردن‌ها
بگذار‌بمیرد
مگذار‌مرگ‌بیش‌از‌این‌دردش‌بگیرد
مگذار
خودکشی‌است‌کشیدن‌خود‌ روی‌دوش‌دیگری
دیگری‌از‌جنس‌بی‌جنس
که‌برایش‌فرق‌ندارد
حتی‌خودکشی‌ات
تمام‌شد‌روزی‌که‌جسم‌غم‌دار‌را
بر‌پاهای‌بی‌پایم
می‌انداختم

و‌یادش‌را‌بر‌شانه‌و‌فکر‌و‌روانم
با‌بازکردن‌گره‌چارقدم
دردها‌می‌ریخت
حیرانم
برای‌غم‌هایی‌که‌مسکنش‌آدم‌بود
حیرانم
چراکه‌از‌خانه‌تکانی‌یادم
ذره‌ای‌ازشان‌نیافتم
حیرانم
و‌حال‌خوش‌دارم
برای‌گمشده‌هایی‌که‌دفن‌شد
بی‌آنکه‌نشانی‌از‌قبرشان‌بدانم
حال‌خوش‌دارم
برای‌بردهایی‌که‌در‌راهند
صبر‌را‌فدا‌نخواهم‌کرد
برای‌تفکراتی‌از‌جنس‌باد
شادی‌آورهای‌دیروز‌را‌چال‌می‌کنم
چراکه‌امروز‌نامشان‌چیز‌دیگریست
*********************

شعر دوم:

آتشی‌عظیم‌راه‌بینداز
جسمم‌را
تمام‌سرمایه‌ام‌را
هزار‌تکه‌کن‌و
در‌آن‌انداز
من،‌من‌هستم
آنچه‌تو‌خواهی،‌نمی‌شوم
بال‌پرنده‌را‌چیده‌اند
پایش‌را،‌امّا‌ نه
کودن‌های‌قبل‌و‌بعد‌تو
پرهایم‌را‌که‌از‌ته‌چیدی
دوباره‌سبز‌شد
سبز‌قناری
صدایش‌در‌آسمان‌می‌پیچد
و‌تو‌از‌پشت‌زندان
چون‌شامپانزه‌هر‌جهت‌چنگ‌می‌زنی
که‌بگیری‌اش
لیک،‌فاصله‌کم‌نیست
هر‌روز‌بیشتر‌می‌شود
تو‌بخواب
من‌با‌چهچه‌ام‌بیدارت‌می‌کنم
******************

شعرسوم:
زمین‌لرزه‌ای‌به‌اندازه‌ی‌تو
در‌ویرانه‌ای‌به‌وسعت‌من
توفیری‌ندارد
رخ‌دادن‌یا‌ندادنش
شهامت‌می‌خواهد
با‌زلف‌شانه‌نشده
با‌لب‌های‌رنگ‌پریده
با‌چشمانی‌که‌جذب‌نمی‌کند
روبه‌رویت‌نشستن
و‌نگاه‌به‌مردی
که‌اگر‌باد‌بوزد
سیاهه‌اش‌را‌می‌بینم
ای‌باد‌بهاری‌سیاه‌پوش
عطارد،‌اولین‌روزش‌است
و‌دومین‌روز‌بی‌رمقی
این‌روزها‌ بی‌تحملند
ادا‌درمی‌آوری‌که‌سرگردانی
گمانت،‌آسوده‌باشد
من‌آدم‌محو‌کردن‌کدورت‌هایم
و‌چون‌تارتن،‌خاطرات‌قشنگت‌را
لابه‌لای‌تارهایم‌ضبط‌می‌کنم

زنده‌تر‌از‌زمانی‌که‌رخ‌دادند

***************

شعرچهارم :


میان‌حباب‌های‌سپید
دو‌کوه‌بیرون‌زده
به‌ظاهر‌استوار
امّا،‌میان‌تهی
دنیا‌همه‌اش‌تو‌خالیست
تو‌ پرت‌بمان
و‌لامسه‌ی‌آن‌ها‌را
برای‌همیشه‌فلج‌بگذار

***************

شعرپنجم:

بر‌سایه‌ی‌دیوار‌بلند‌مشت‌بکوب
پا‌به‌فرار‌نمی‌گذارد
غرور‌دیوار‌نمی‌شکند
و‌دیوار،‌خم‌نمی‌شود
که‌نگاهت‌کند
می‌توانی‌سیلاب‌به‌سویش‌روانه‌کن
نمی‌افتد‌که‌نمی‌افتد
دیوار‌ریشخند‌می‌زند
کلکی‌بساز‌و‌برو
*************

شعرششم:
متمایل‌به‌خورشید‌نشسته‌ام
پاره‌کاغذهای‌رنگی
چون‌رنگین‌کمان‌گیسویت
همه‌جاست
روبه‌رویم،‌بشقاب‌گل‌دار‌پنیرخورده
خرده‌نان،‌خرده‌نان‌و‌باز‌نان
شعله‌ای‌برای‌خاموش‌شدن‌نیست
و‌مقصدی‌که‌برایش‌عجول‌بود
این‌را‌کاهلی‌باید‌معنا‌کرد
و‌من‌غرق‌در‌آنم
طناب‌از‌بیرون‌چه‌سود؟
برای‌آنکه‌دست‌به‌سینه
به‌چاه‌ِمرگ‌می‌رود

**************
شعرهفتم:
این‌ویزویز‌که‌سرم‌را‌خانه‌خراب‌کرده
از‌ملخ‌هاییست‌که‌افسارشان‌دست‌آدمیست؟
یا‌درگوشی‌حرف‌زدن‌های‌پره‌های‌پنکه‌ام
درحالی‌که‌می‌دوند؟
یا‌لباس‌شویی‌بی‌اعصاب‌بالایی؟
که‌غر‌می‌زند‌و‌آب‌می‌کشد
هرچه‌هست،‌بی‌شعور‌است
نمی‌خوابد
و‌همه‌را‌به‌بیداری‌دعوت‌کرده
در‌دو‌و‌‌بیست‌ونه‌دقیقه‌ی‌بامداد
خواب،‌عجول‌است
امّا‌قلدر‌نیست
سست‌است
برای‌نوزادی‌که‌پی‌بهانه‌می‌گردد
تا‌با‌ونگ‌ونگش،‌خانه‌را‌پر‌کند
حال‌که‌زمان‌خفتن‌است،
ویز‌ویز‌نمی‌گذارد
پس‌مادر‌چه‌کند؟
بی‌خوابی،‌شیردهی،‌بی‌خوابی
این‌گردنبند،‌قفلش‌باز‌نمی‌شود
هر‌طرف‌بیندازمش
باز‌گردنم‌است

***************

نمایش بیشتر
دیدگاه های کاربران
دیدگاهتان را با ما درمیان بگذارید
0 0.0
بر اساس 0 خرید
0
0
0
0
0

هنوز بررسی‌ای ثبت نشده است.

اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “بیداری”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *