1

بی شعوری های سازمانی و مدیریتی

(1 customer review)
شناسه محصول: book-1401-10-2-1-176-4-5-27-2 Categories: , تاریخ انتشار : ۲۶ اسفند ۱۴۰۲
قیمت محصول

۱۴۰,۰۰۰ 

فقط 2 عدد در انبار موجود است

جزئیات بیشتر

وزن150 گرم
ابعاد20 × 14 × 0.5 سانتیمتر
قوانین استفاده

✅خرید محصول توسط کلیه کارت های شتاب امکان پذیر است. ✅بعد از خرید محصولات دانلودی، لینک دانلود در اختیار شما قرار خواهدگرفت و هر گونه فروش در سایت های دیگر قابل پیگیری خواهد بود. ✅بعد از خرید کتاب های فیزیکی، سفارش شما ثبت و آماده ارسال می‌شود.  

  • دسترسی به محصولات دانلودی به صورت مادام‌العمر (طرح جلد، موکاپ، قالب صفحه آرایی)
  • بسته‌بندی ضدآب برای ارسال کتاب های خریداری شده
  • تمامی کتاب های نشر متخصصان به صورت فیزیکی هستند.
توضیحات مختصر محصول
بی شعوری های سازمانی و مدیریتی

کتاب بی شعوری های سازمانی و مدیریتی نوشته جناب آقای محمدرضا راستین مرام را به صورت قانونی از سایت متخصصان خریداری کنید.

ارسال کتاب تا ده روز کاری.

در بخشی از کتاب می‌خوانیم:

مقدمه
غروب یک روز آبان ماه پاییزی که هنوز با کوتاهی روزافزون روزها و غروب زودرس آفتاب به خوبی عادت نکرده ایم، درحال رانندگی با افکار مشوش از مسائل شغلی ام با عنوان مدیر منابع انسانی یکی از شهرداری های اطراف تهران، آن هم در زمان اوج ترافیک و راه بندان سنگینی که بیشترکلافه و عصبی ام می کرد، بودم.
آن روز بحث تنش زا و خسته کننده ای بر سر استخدام چند نفری داشتم که از سوی برخی از افراد سفارش شده بودند. استخدام کسانی که به شخصه نه به روش جذب و استخدام آن ها اعتقادی داشتم و نه اطمینانی به شایستگی و قابلیت های آنان برای پیشبرد اهداف و برنامه های شهرداری آن شهر، آن هم در شرایطی که جوان های دیگری و با شایستگی های بهتری مدت ها در انتظار استخدام بودند. با خودم در تعارض قرار داشتم، از یک طرف الزامات حرفه ای و اخلاقی که سعی می کردم به آن پایبند باشم و از طرفی دستور و خواسته ای که از سوی مدیر بالادست برای جذب افرادی که سفارش شده بودن، قرار داشتم. فکرم این بود که واقعاً ما چه پاسخی می توانیم در برابر ازبین بردن اعتماد و اطمینان جامعه، خصوصاً جوان های آن داشته باشیم، جوان هایی که هر جامعه ای می تواند سال ها از انگیزه و تعهد و درستکاری آنان در قبال خود از آن ها بهره مند باشد.
تأسف می خوردم از اینکه استعدادها و انگیزه های باارزشی را که می توانند منشأ تحول و پیشرفت باشند، ما با بی مسئولیتی و بی مبالاتی تبدیل به آدم های سرخورده و بی اعتماد به قانون و نظام هایی می کنیم که در اصل باید باعث اطمینان و آرامش آن ها باشند.
در این افکار و با تنش مضاعف از راه بندان سخت و رانندگان عصبی که گاهی بدون صبر و ملاحظه برای قرار گرفتن تنها چند متر جلوتر جلوی دیگر ماشین ها می پیچیدند و در میان دود بدبو و خفقان آوری که از سوختن مواد اضافی بازیافت جمع کن های بی خانمان، برپا کرده بودند تا از همان اندک سردی غروب پاییز به آن پناه ببرند، شیشه ماشین را بالا بردم و با بی حوصلگی و کلافه با خودم تکرارکردم لعنت بر این نوع مدیریت شهری، چرا باید این قدر با رتراکم شهرها بدون توجه به ظرفیت  جاده ها بالا برود که باعث هدررفتن وقت مردم و فشارهای عصبی برای آن ها شود؟
چندین سال است که جمعیت های متراکم مهاجر در تهران و شهرهای اطراف آن بدون اینکه زیرساخت های خدماتی آن به درستی فراهم شده باشد، بدون آنکه جوانب فرهنگی و اجتماعی مدنظر قرارگرفته باشد، بدون اینکه تفکر مدیریتی جامع نگر و راهبردی برای آن درنظر گرفته شده باشد، توسعه نامتوازن و بدون برنامه ای داشته اند.
با خود می گفتم معلوم نیست با این همه تحصیل کرده و متخصص دانشگاهی در رشته های عمران و شهرسازی و رشته های دانشی مختلف در مدیریت های شهری و با این همه هزینه هایی که در این حوزه صرف می شود، چرا به جای حل شدن اساسی این مسائل هر روز به پیچیدگی آن ها افزوده می شود؟ چرا این همه نابسامانی های روزافزون درحال انباشته شدن است؟ چرا با جامع نگری بیشتر برنامه ریزی های درازمدت راهبردی و باثباتی برای این گونه مسائل وجود ندارد و همچنان بر انباشت و پیچید گی های آن افزوده می شود.
در پی این چراها به یاد تناقضاتی که در حرفه خودم به عنوان مدیر منابع انسانی وجود داشت، افتادم. برای من که مدعی نگاه نسبتاً دانشی در مدیریت منابع انسانی بودم.
واقعیتش این است که این تناقضات و چراها در حرفه خودم اتفاقاً شاید بیشتر از هر جای دیگری باشد، تناقضاتی که باوجود بدیهی بودن و الزام آن از دیدگاه قواعد مدیریت منابع انسانی و حتی از دیدگاه بدیهی ترین اصول انسانی و اخلاقی، باید اعتراف کرد که در عمل بدان پایبندی لازم را نداشته ایم؟

نمایش بیشتر
دیدگاه های کاربران
دیدگاهتان را با ما درمیان بگذارید
1 4.0
بر اساس 1 خرید
0
1
0
0
0
  1. سیما حسینی

    در تاریخ پاسخ

    مطالب تازه وجالبی در این کتاب بود که دیدگاه آدم را نسبت به خیلی از مسائل در سازمانها تغییر می دهد ، دیگه اینکه مثالها و مصداقهای را نشون میده که همه ما در سازمانها تجربه می کنیم خصوصا در فصل آخرش موضوعاتی مانند خود دین مدار پنداران سازمانی خیلی برام جالب بود .

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *