✅خرید محصول توسط کلیه کارت های شتاب امکان پذیر است. ✅بعد از خرید محصولات دانلودی، لینک دانلود در اختیار شما قرار خواهدگرفت و هر گونه فروش در سایت های دیگر قابل پیگیری خواهد بود. ✅بعد از خرید کتاب های فیزیکی، سفارش شما ثبت و آماده ارسال میشود.
- دسترسی به محصولات دانلودی به صورت مادامالعمر (طرح جلد، موکاپ، قالب صفحه آرایی)
- بستهبندی ضدآب برای ارسال کتاب های خریداری شده
- تمامی کتاب های نشر متخصصان به صورت فیزیکی هستند.
کتاب ذهن آدمگردان نوشته جناب آقای عرفان حسامی را به صورت قانونی از سایت متخصصان خریداری کنید.
ارسال کتاب تا ده روز کاری.
«گاهی یک مسیر کوتاه با یک غریبه، چیزهایی را آشکار میکند که سالها در رابطهمان نادیده گرفتهایم.
این کتاب روایت رانندهای است که هر مسافرش یک جهان متفاوت است؛ جهانی از عشق، شکست، سکوت، اشتباهات کوچک و تصمیمهای بزرگی که مسیر زندگی را تغییر میدهند.
در فصل اول، تصمیمی اشتباه از طرف مرد مسافر بقول خودش، زندگی چهار نفر را در آینده خراب میکند… و یا عجولانه تصمیم گرفتن زن مسافر، ممکن است زندگی مشترک چند سالهاش را برای همیشه ویران کند زندگی مشترکی که روزی با عشق آغاز شد و عاشقانه کنار هم بودند، اما حالا در سکوت، دلخوری و فاصله، عشق را گم کردهاند. اختلافات آنها ناگهان شروع نشده؛ از همان سوءتفاهمهای کوچک و حرفهایی که هرگز گفته نشد، از نبود مهارت گفتوگو، از احساساتی که کسی بلد نبود مدیریتشان کند و از قضاوتهای نابجا و بیرحمانه شروع شد…
این کتاب به شما کمک میکند بفهمید چرا رابطهها از عشق به بیتفاوتی میرسند، و چگونه با تقویت هوش هیجانی و مهارتهای ارتباطی میتوان رابطهای سالم، آگاهانه و قابل رشد ساخت.
اگر میخواهید قبل از دیر شدن، شنیدن را جای قضاوت بگذارید و رابطهای بهتر بسازید…
این کتاب برای شما نوشته شده است.»
تکهای از کتاب :
پرسیدم: ببخشین میخواین بزنم کنار، پیاده بشین و هوایی بخورین؟! یا برم براتون آب بگیرم؟!
شخصیت شوخ طبعم گفت: همین؟!!! رگ به رگ نشی با این کمک کردنت!!! خانم جوان مثل بازیگران زن ایرانی (هنگام گریه) دستمالی جلوی بینیاش گرفته بود و با اشاره دست از من خواست به راهم ادامه دهم چون بغض کرده بود و نمی توانست صحبت کند، با این حالتش، شخصیت مبصرم گفت: حسامی برگرد و جلوتو نگاه کن!!! شخصیت غرزنم رو به استاد سخن (سعدی شیرازی!) کرد و گفت تحویل بگیرین استاد میگم کار نداشته باشم، بد نگاه میکنی!! اصلا چرا باید شما تو ذهن من بیایی!! استاد هم رویش را با حالت «کی بود کی بود من نبودم!» برگرداند و در افق ذهن ناپدید شد.
مسافر به بیرون نگاه میکرد نگاهی نه به خیابان و فضای بیرون، که به فیلم خاطرات گذشته و اتفاقاتی که تا امروز برایش افتاده بود نگاهی به این پایان تلخ همچون فیلم «ولنتاین غمانگیز…»






هنوز بررسیای ثبت نشده است.