✅خرید محصول توسط کلیه کارت های شتاب امکان پذیر است. ✅بعد از خرید محصولات دانلودی، لینک دانلود در اختیار شما قرار خواهدگرفت و هر گونه فروش در سایت های دیگر قابل پیگیری خواهد بود. ✅بعد از خرید کتاب های فیزیکی، سفارش شما ثبت و آماده ارسال میشود.
- دسترسی به محصولات دانلودی به صورت مادامالعمر (طرح جلد، موکاپ، قالب صفحه آرایی)
- بستهبندی ضدآب برای ارسال کتاب های خریداری شده
- تمامی کتاب های نشر متخصصان به صورت فیزیکی هستند.
کتاب رویای مخملی نوشته سرکار خانم تینا شعبانی را به صورت قانونی از سایت متخصصان خریداری کنید.
ارسال کتاب تا ده روز کاری.
در بخشی از کتاب میخوانیم:
یک نویسنده وقتی از پنجره به باریدن برف خیره شود، شروع به نوشتن میکند… کتاب من نیاز به مقدمه ای ندارد ،اسم این داستان گویای همه چیز هست…. اما در این حد بگویم که این داستان عاشقانه با نام رویای مخملی اولین نوشته من میباشد که کلا بر اساس یک رویای شبیه به مخمل به رنگ بنفش نوشته شده پس بدان هر چه که میخوانی زاییده احساس ،رویا ،و تخیل است…. من تینا هستم نویسنده ای که با نام واقعی خودم در دنیای دیگری همراه رویا هایم
سیر میکنم
روزی روزگاری یکی بود…. ویکی دیگه هم به آن اضافه شد
رویایی که بیوقفه در من رخنه کرده بود، گاهوبیگاه در من سرازیر میشد
تا آمالِ بیست و چند سال زندگی را بتوانم دقیق ببارم.
باریدم!!!!!
به سفیدی مروارید، به زلالی ابر و به لطافت برف.
من، تمام باریدنهایم را دیکته کردم تا رویای مخملیام فرو نپاشد
من فقط « میخواستم مراقب آرامشش
باشم,
هیچ کس بدون تو نمرده و هیچ کس بدون تو نمی میره، بذار هرکس درد، تجربه بد، شکست، اون ناکامی مخصوص زندگی خودشو، خودش تجربه کنه و بزرگ شه
بیشتر از هر چیز و هر ادمی خودت رو دوست داشته باش چرا که تنها زمانی میتونی یه نفرو واقعا دوست داشته باشی که به خودت حس فوق العاده ای داشته باشی ….
زندگی پر از سورپرایز های رنگارنگه …
ممکنه گاهی شیرین
و گاهی تلخ باشه برات
سعی کن از تک تک لحظه هایی که در مسیرت قرار میگیرد
استفاده کنی
همه چیز رو با چشمای کاملا باز تجربه کن و هرگز پشیمون نشو….
نذار حسرت چیزی تو دلت بمونه مگه چند بار زندگی میکنی،؟؟؟؟
عاشق شو فارغ شو تنها شو
حتی گاهی بی رویا …..
اصلا اشکال نداره
اما یادت باشه زندگی همیشه برای تو یه غافلگیری خاصی داره…..
اگر روزی دوریِ طاقت فرسایی بین شما و یه تکه از قلبتون افتاد به اسمان نگاه کنید….
مطمئنم اروم میشید
اگر تو این دنیا باشه که خیالتون راحته اونم زیر این اسمونه ….
پیادهروی عمیق و متمرکزی را رقم میزنم در پیچهای این زندگی.
چه رنگدانههایی که ذرهبهذره در کالبدم نقاشی شدند و رگو ریشهام را شکل دادند…
چه خندههای مرموزی که قهقهه زنان در من مرور شدند و تصویرشانرا به آسمان فرستادم.
چه بغضهای سرکشیرا بی درنگ به چشمهایم سنجاق کردم .
و چقدر باریدم به مخملیترین رویای ممکنم.
سراسیمه انبوهِ واژهها را دیکته میکنم و تمام احساسمرا خیالیتر از باورهای تیکهپارهام ثبت میکنم تا شایدهایم، به ته برسند و شاید فریادم شوند….
واژهها واژهها بچکانید مرا…
من براتون لبریزم از رویاهای شیرین
لبریزم از احساساتی پاک
دلم میخواد هر شب با جمله ای ببرمتون به سرزمین رویاهای مخملی ام ….
دلخوشی ها کم نیست
آدمهای دورُ برم هم کم نیستند
می آیند لبخندی روی لبم مینشانند و میروند ولی دلتنگی عجیبی همیشه و همه جا همراه من است
… … نمیدانم این روزهایت چطور میگذرد … نمیدانم تو هم دلتنگی یا نه
میدانم که میخوانی و میدانم که نمیدانی چقدر این دلتنگی برایم زجزآور است …
آنها که کمتر مرا میشناسند هنوز هم میگویند خوش بحالت
چه روحیه ای داری
کاش بلد بودیم مثل تو ساده بگیریم و بخندیم …
اما آنها که بیشتر میشناسند ، میگویند نفسهایت غبار دارد
چشمانت تار است
از کجا بگویم ؟! از آغوشهایی که اندازه ام نمیشوند ؟! لبخند هایی که شادم نمیکنند ؟! از آدمهایی که نمیخواهم بیشتر بشناسمشان…
دوستون دارم
تینا






هنوز بررسیای ثبت نشده است.