1

عشق و جنون

شناسه محصول: book-1401-10-2-1-176-4-5-33-18-6 Categories: , تاریخ انتشار : ۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۳
قیمت محصول

۱۰۹,۰۰۰ 

موجود

جزئیات بیشتر

وزن150 گرم
ابعاد20 × 14 × 0.5 سانتیمتر
قوانین استفاده

✅خرید محصول توسط کلیه کارت های شتاب امکان پذیر است. ✅بعد از خرید محصولات دانلودی، لینک دانلود در اختیار شما قرار خواهدگرفت و هر گونه فروش در سایت های دیگر قابل پیگیری خواهد بود. ✅بعد از خرید کتاب های فیزیکی، سفارش شما ثبت و آماده ارسال می‌شود.  

  • دسترسی به محصولات دانلودی به صورت مادام‌العمر (طرح جلد، موکاپ، قالب صفحه آرایی)
  • بسته‌بندی ضدآب برای ارسال کتاب های خریداری شده
  • تمامی کتاب های نشر متخصصان به صورت فیزیکی هستند.
توضیحات مختصر محصول
عشق و جنون

کتاب عشق و جنون نوشته جناب آقای مهدی حقیقی را به صورت قانونی از سایت متخصصان خریداری کنید.

ارسال کتاب تا ده روز کاری.

در بخشی از کتاب می‌خوانیم:

بها

به چه قیمتی خریدید دل سنگ همچو خارا
نه به عاشقی وفایی نه به عاجزان روا را
نه به تابعی مرادی نه به رهروی سلامی
شرحه‌شرحه گشته این دل به وفای محتوا را
ره عاشقی سلامت دگرم به ره نیارم
نگرم به چشم زاری غم تلخ این هوا را
من فاسق و گنه‌کار به شکار فاسقانم
نه چو شهره‌ی خدایی که تبه کنم وفا را
ره عاشقی ندانید ره فاسقی گذارید
به خدا که فاسقان هم همه محو این جفا را
نکِه از زمین برآرید به مراد آسمانی
پس‌ازآن چو هر چه بینید همه سایه‌ی هما را
ز طلوع شهوتی چرک و غروب با تعفن
که میرزد این حقارت به تراز آن جلا را
به‌جز از کفن نباشد همه شوکت زمینی
چو به پاره‌ای ببازید همه بهجت بها را
نگران مرگ نباشید که کسی ندیده باشد
بکشید ز قبل مردن تن و تن کنید خدا را
که جهنم این زمین است چو به او رسیده باشی
چو تنت بمیرد آیی به سلام مقتدا را
ره کفر من یقین شد به شبی تبی و زاری
به بهای دیگرانم بخرم خم ولا را

دلدار
منزلگه این شوکت اسرار کجاست
خشنود در این گنبد دوار کجاست
تا در ره جهلی بدم آگاه بدم
آگاه چو منی رند و ریاکار کجاست
در شهر وجودم قدمی راز شد است
در بند همین رازم و افکار کجاست
چون هر چه بکوشم به جوابی برسم
در پیچ معمای دگر بار کجاست
آخر که رسیدم به همین پاسخ ناب
در ظلمت مطلق ره انوار کجاست
چون بیش بدانم ز همان خام‌ترم
افزون شود این جهل و خرد بار کجاست
آنان که زمین را پی معشوق شدند
مهدی تو بکَو یاور و دلدار کجاست
امید فردا
ای یار شیرین گو چرا دلدار خود سنگین شدی
حالا که او بشکسته شد بر درد او آمین شدی
دل را سرایت کرده‌ام هستی به من معنا تویی
آن‌گونه با من سر نکن از چه مرا بدبین شدی
گر صبر من بر تو خوش است ایوب دوران می‌شوم
یکتا مگر خاکم کنند بینم ز من غمگین شدی
من زاده از عشق توأم هرچند به هجر افتاده‌ام
سختی اگر هم زاده‌ای در رونقش نوشین شدی
من در لوایت بوده‌ام چشمان من زینت تویی
اما هنوز در حیرتم بر چه مرا خشمگین شدی
یارم تویی این جان توست بر هر چه گویی مفلسم
گر دیگران عیبت کنند گویم سرم بالین شدی
در راه تو جان می‌دهم زخمت که سیمینم شود
در حسرتم آغوش تو گویا مرا نفرین شدی
در این خراباتم خوشی‌ست در شوق دیداری مبین
امروز دیگر سر کنم فردای من خوش‌بین شوی

دیار
غرب ایرانم غمین خون به گلدانم پری
از دیار ترکم و نام روستایم پری
من همان ده‌زاده‌ام زیر چرخ افتراق
پا پیاده با چراغ فکر ایرانم پری
آن سیه‌چرده منم زیر شلاق نژاد
کز تعصب آزگار در بیابانم پری
من همان مرد بصیر گشته محتاج حقیر
با شرف اما فقیر غرق افغانم پری
یا من آن قربانی‌ام کز شکار پادشاه
شد مهیا بی‌خبر سوی بستانم پری
کودکی بنشسته‌ام روی آوار هاج و واج
از چه جرمی این‌چنین نابسامانم پری
شیشه‌ای در کوچه‌ای سنگ من بشکست یقین
ور نه با نفرت چرا زیر مشتانم پری
مادرم پنهان شده‌ست از چه در خونی پدر
محو رسم بازی این بزرگانم پری
من نمی‌دانم چرا این مزاح زندگی
رنگ جدیت گرفت گیج و حیرانم پری
من پریزادم پری ترک و اشعارم دری
من نه از جنس خودم بلکه انسانم پری
هرکجا انسانیت گر به چنگال هوس
شد گرفتار ددان من به زندانم پری
گر ز کشتار شرف غم ننشیند در قفس

نمایش بیشتر
دیدگاه های کاربران
دیدگاهتان را با ما درمیان بگذارید
0 0.0
بر اساس 0 خرید
0
0
0
0
0

هنوز بررسی‌ای ثبت نشده است.

اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “عشق و جنون”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *