1

فرار کن خرگوش

شناسه محصول: book-1401-10-2-1-164 Categories: , تاریخ انتشار : ۱۱ بهمن ۱۴۰۲
قیمت محصول

۲۵۰,۰۰۰ 

موجود

جزئیات بیشتر

وزن150 گرم
ابعاد20 × 14 × 0.5 سانتیمتر
قوانین استفاده

✅خرید محصول توسط کلیه کارت های شتاب امکان پذیر است. ✅بعد از خرید محصولات دانلودی، لینک دانلود در اختیار شما قرار خواهدگرفت و هر گونه فروش در سایت های دیگر قابل پیگیری خواهد بود. ✅بعد از خرید کتاب های فیزیکی، سفارش شما ثبت و آماده ارسال می‌شود.  

  • دسترسی به محصولات دانلودی به صورت مادام‌العمر (طرح جلد، موکاپ، قالب صفحه آرایی)
  • بسته‌بندی ضدآب برای ارسال کتاب های خریداری شده
  • تمامی کتاب های نشر متخصصان به صورت فیزیکی هستند.
توضیحات مختصر محصول
فرار کن خرگوش

کتاب فرار کن خرگوش نوشته سرکار خانم مریم کربلائی را به صورت قانونی از سایت متخصصان خریداری کنید.

ارسال کتاب تا ده روز کاری.

معرفی این کتاب از زبان نویسنده:

نویسنده ی این کتاب سعی کرده تا برچسب را از روی ذات حیوانات بردارد

برچسبی که خودشان نقشی در آن نداشته اند و تنها از افکار دیگران سرچشمه می‌گیرد .

همه ما در وجودمان بخش‌هایی از گذشت،مهربانی،فداکاری وجود دارد و شاید هنوز نتوانسته ایم به آگاهی درونی خودمان پی ببریم،

اما گاهی اتفاق‌های زندگی ما را به خود زیبا و درون زیبایمان راهنمایی می‌کند و به شکوفا شدن و شکل گرفتنش کمک می‌کند .

در بخشی از این کتاب امید جریان دارد تلاش برای رسیدن به خواسته هایمان .

آنقدر مصمم باشیم و تلاش کنیم تا آنچه هدف ماست و هر چقدر دور چاره ای نداشته باشد تا در خدمت ما باشد .

معجزه تنها در سایه ی تلاش ما اتفاق می افتد.

کتاب فرار کن خرگوش ما را وارد حیطه ای از نگاه انسانی به اطرافمان می‌کند که در آن مهربانی و گذشت یادآوری خواهد شد.

درون هرکس روزنه ای از گذشت و فداکاری وجود دارد،که ما را به آرامش میرساند.

کافیست نور را پیدا کنیم ،حرکت کنیم و بخواهیم.آنجاست که  شکوفا می شویم  تا به آرامش برسیم.

برای رسیدن به رویاهایمان هیچ وقت دیر نیست.

تلاش کن و ادامه بده.

آنجاست که نوردیت تو را خواهد گرفت.

این کتاب مخصوص همه ی کودکان سرزمینم و بزرگترهایی که دنیای کودکی را دوست دارند.

 

جغد جوان روی درخت چشمانش را بسته بود و چون مجسمه ای بی روح هیچ تکانی نمیخورد.

روباه کمی ایستاد و به دور و برش خوب نگاه کرد و‌گاهی با پاهایش خاک را حرکت می داد تا بلکه جنبنده ای بترسد و سر از خاک بیرون بیاورد.

در این مسیری که قبلا حرکت می کرد،قبلا موش کوری را شکار کرده و دلش می خواست دوباره بتواند موش دیگری را ببیند و شکار کند.

در میانه ی پیری رسیده بود،وقت زیادی را هر روز صرف پیدا کردن خوراک می کرد.به گذشته فکر می کرد که برای به دست آوردن شکار هزار و‌یک حیله در سر می پروراند.

چشمانش را ریز کرده بود ،گوشهایش  را تیز…

و همچنان آرام آرام و با دقت اطراف را میپایید.

ناگهان حیوانی با سرعت تمام از کنارش رد شد.

ضربه آنقدر محکم بود،روباه پیر به گوشه ای پرتاب شد.

روباه با عصبانیت نگاه نافذش را به سمت او گرفت و خرناسی کشید.ضربه ای که به بدنش خورده بود او را به شدت عصبانی کرده بود.

روباه جوان فریاد زد:«برو کنار پیرمرد،نمیری یه وقت.»

کنایه روباه جوان،روباه پیر را مصمم کرد به دنبال خرگوش و روباه برود.

روباه در پی خرگوش می دوید و خرگوش کوچک سعی می کرد تا با جهیدن به چپ و راست مسیر روباه جوان را عوض کند.

روباه پیر سعی می کرد تا در پی روباه جوان حرکت کند تا بلکه خرگوش کوچک را شکار کند.

روباه جوان همانطور که می دوید،برگشت و به عقب نگاه کرد:«کجا میای؟این شکار منه،برگرد سر جات.»

روباه پیر گفت:«هر وقت گرفتیش، میشه شکار تو.»

روباه جوان خنده ای بلند سر دادو‌گفت:تو خیلی پیری به من نمیرسی، تلاش بیخود نکن.»

روباه پیر، اما گرسنه بود و عصبانی.

 

نمایش بیشتر
دیدگاه های کاربران
دیدگاهتان را با ما درمیان بگذارید
0 0.0
بر اساس 0 خرید
0
0
0
0
0

هنوز بررسی‌ای ثبت نشده است.

اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “فرار کن خرگوش”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *