1

نوشداروی رعد سفید

شناسه محصول: book-1401-10-2-1-176-4-5-33-23-16 Categories: , تاریخ انتشار : ۲۳ خرداد ۱۴۰۳
قیمت محصول

۷۲,۰۰۰ 

فقط 2 عدد در انبار موجود است

جزئیات بیشتر

وزن150 گرم
ابعاد20 × 14 × 0.5 سانتیمتر
قوانین استفاده

✅خرید محصول توسط کلیه کارت های شتاب امکان پذیر است. ✅بعد از خرید محصولات دانلودی، لینک دانلود در اختیار شما قرار خواهدگرفت و هر گونه فروش در سایت های دیگر قابل پیگیری خواهد بود. ✅بعد از خرید کتاب های فیزیکی، سفارش شما ثبت و آماده ارسال می‌شود.  

  • دسترسی به محصولات دانلودی به صورت مادام‌العمر (طرح جلد، موکاپ، قالب صفحه آرایی)
  • بسته‌بندی ضدآب برای ارسال کتاب های خریداری شده
  • تمامی کتاب های نشر متخصصان به صورت فیزیکی هستند.
توضیحات مختصر محصول
نوشداروی رعد سفید

کتاب نوشداروی رعد سفید نوشته سرکار خانم عاطفه میرحدی را به صورت قانونی از سایت متخصصان خریداری کنید.

ارسال کتاب تا ده روز کاری.

در بخشی از کتاب می‌خوانیم:

پیش گفتار:
همیشه فکر می‌کردم نیرویی خارق‌العاده دارم، نیرویی که در دستان و چشمانم جمع شده است… حتی یک‌بار فکر کردم می‌توانم پرنده‌ مرده‌ای را زنده کنم!!!؟
فکر می‌کردم با نیرویی که در دستانم دارم می‌توانم همچون نقش اول فیلم ماتریکس، جلوی اشیاء‌ و گلوله‌ها و… را بگیرم و یا با اشاره‌ای اجسام را به حرکت در بیاورم.
این افکار و تصورات، من را در دنیایی خیالی غرق کرد، طوری‌که من، تا مرز نابودی روح‌م پیش رفتم… اما خدا دوستم داشت و نجاتم داد. در تمام مدتی که من غرق خیالبافی‌های‌م بودم، خدا عاشقانه نگاهم می‌کرد و صبورانه منتظر بود تا من خودم را پیدا کنم.
من تا بیست‌و‌نه‌سالگی هیچی نبودم، هیچی نشدم… تنها دارایی من قوه‌ تخیل‌م بود… خسته بودم و نا امید… با هیچ‌کس ارتباط درستی نداشتم… قید همه‌چیز و همه‌کس را زده بودم… حتی خدا.
من خودم را گم کرده بودم… من خودم را نمی‌شناختم.
نمی‌دانم چه شد که تصمیم گرفتم سفر کنم، سفری به درون خویش…
در این سفر خدا کنار ماند و بسیار با من حرف زد.
من این حرف‌ها را در این کتاب نوشتم… بماند به یادگار.
من عاطفه میرحدی هستم، فردی که آرزوی رسیدن به خویشتن خویش را دارد.
فصل اول: خان های رعد سفید
سلام خــدای مهربـــون
شکر نعمت بی‌کرون

یکی از ویژگی‌های من این است که زیاد با خودم صحبت و درد‌دل می‌کنم. در این تجربه‌ی سفر به درون، کلمات و جملاتی بودند که تکرارشان آرامم می‌کرد و به نوعی قوت قلب، بودند برایم.
فصل اول کتاب “نوش داروی رعد سفید” ، اختصاص دارد به نیرو محرکه‌هایی که مرا به جلو سوق داده و جان‌م را تازه می‌کردند.
من از آن‌ها با نام “خان” یاد کرده‌ام زیرا رسیدن به آن‌ها بسیار برایم چالش برانگیز و گاهی سخت بود.
ای که مرا خوانده‌ای، راه نشانم بده
در شب ظلمانی‌ام، ماه نشانم بده

خان اول: بهترین خودت باش
جان من؛
امروز، بعد از انجام دلبری‌هایت با خدای خود و شکر نعمت‌های بی‌منت‌ش و فراوان‌ش، تلاش کن، زندگی را زیبا، عاشقانه و بی نظیر خلق کنی.
یادت باشد، تو اشـرف مخلوقات خدا و خالق زندگی و آینده خویش هستی. پس؛ با این قدرت و فرصتی که خداوند در اختیارت قرار داده است، نقشی زیبا از خودت بر چهره‌ی دنیا بکش.

اینک با خودت تکرار کن؛
من به خود، افکار، عقاید، ایده‌‌ها و قلب پاک‌م ایمان دارم و مطمئنم که بهترین خودم هستم و با تلاش می‌توانم بهتر نیز باشم.

خدای من، به امید تو…

گر خدا داری زِ غم آزاد شو
اَز خیال بیش و کَم آزاد شو

خان دوم: پر انرژی باش
جانان من؛
امروز سرشار از امید، شور و شوق و حس پیروزی است. حسی که به سبب آن می‌توانی، کوه‌ها را جابه‌جا نمایی.

امروز را نیز با عشق شروع کن و گوش بسپار به صدای درون‌ت و با صدای بلند و چندین بار تکرار کن:
من در اوج قرار دارم و سرشار از انرژی هستم و می‌خواهم این انرژی مثبت را با دیگران نیز تقسیم کنم. من امروز، کارهای زیادی را به ثمر می‌رسانم، و دل‌های بسیاری را شاد می‌کنم… تنها کافیست؛ با توکل به خدای‌م، کمی متمرکزتر عمل کنم و بیشتر و بهتر گوش دهم… با گوش جانم.

خدای من، به امید تو…

نمایش بیشتر
دیدگاه های کاربران
دیدگاهتان را با ما درمیان بگذارید
0 0.0
بر اساس 0 خرید
0
0
0
0
0

هنوز بررسی‌ای ثبت نشده است.

اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “نوشداروی رعد سفید”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *