✅خرید محصول توسط کلیه کارت های شتاب امکان پذیر است. ✅بعد از خرید محصولات دانلودی، لینک دانلود در اختیار شما قرار خواهدگرفت و هر گونه فروش در سایت های دیگر قابل پیگیری خواهد بود. ✅بعد از خرید کتاب های فیزیکی، سفارش شما ثبت و آماده ارسال میشود.
- دسترسی به محصولات دانلودی به صورت مادامالعمر (طرح جلد، موکاپ، قالب صفحه آرایی)
- بستهبندی ضدآب برای ارسال کتاب های خریداری شده
- تمامی کتاب های نشر متخصصان به صورت فیزیکی هستند.
کتاب روستائیان دیروز شهرنشینان امروز نوشته جناب آقای عبدالرضا جراحی را به صورت قانونی از سایت متخصصان خریداری کنید.
ارسال کتاب تا ده روز کاری.
در بخشی از کتاب میخوانیم:
در حالی که کرونا وحشت زیادی در جامعه ایرانی ایجاد کرده بود. من از ترس این بیماری کُشنده ، بیشتر اوقات در خانه بودم . به فکرم رسید که تجربیات زندگی خود را در قالب یک داستان کوتاه بنویسم.
اوایل دوران جوانی همزمان با ورود به دانشگاه ، مشغول به کار و فعالیت شدم و از کارهای کوچک تا مدیریت کارخانه و شرکت ساختمانی تجربه کردم و با تکیه بر استعداد و توانایی خود توانستم در زمینههای مختلف کسب مهارت کنم. اکنون وقت مناسبی بود تا تجربیات خود را بنویسم. ابتدا به نوشتن تجربیات و چالشهای خود در محیط کار و شیوه مواجهه با آنها پرداختم که بعد از مدت کوتاهی به این نتیجه رسیدم که طبیعتِ انسان از نشستن و گوش دادن به نصیحت بیزار است. بنابراین تصمیم گرفتم که آموختهها و پندهای خود را از طریق نوشتن یک داستان کوتاه بیان کنم سپس با علاقهای فراوان شروع به نوشتن داستان «روستائیان دیروز، شهرنشینان امروز» کردم. در نگارش داستان، از سخنان عرفا و دانشمندان بزرگ بهره بردم.
در داستان از شخصیت یک معلم دلسوز برای پیشبرد اهدافم استفاده کردم. معلمی که باید با واپسگرایی و خرافات میجنگید.
او با از خودگذشتگی فراوان توانست تاریخساز شود و در سرنوشت اهالی روستا نقش ایفا کند .آقای معلم میدانست که رشد جامعه تنها از مسیر آموزش و استفاده از تجربیات دانشمندان میسّر است. در نظر آقای معلم رشد متوازن انسان مطلوب بود و به آموزش و پرورش دانشآموزان توجه داشت .تاکید داشت که فقط یادگیری علوم تجربی کافی نیست و نباید توجه به ریشهها و فرهنگ چند هزار ساله را فراموش کرد. در قسمتی از داستان توجه ظریفی به این نکته شده است .بچههای روستا که شرایط بدی داشتند پس از استفاده از منابع مالی روستاییان و فداکاری جمعی و گروهی اهالی روستا، پس از تحصیلات عالی و طی مدارج علمی و تخصصی به روستا برنگشتند. این خسارت بزرگ به دلیل توجه نکردن به ریشههای فرهنگی خود و دلباختگی به فرهنگ شهرنشینی و عافیت طلبی اتفاق افتاد. آنها شیفته و شیدای فرهنگ شهرنشینی شدند و از اصالت خود فاصله گرفتند و با ارزشترین متاع خود را با مظاهر شهرنشینی و مدرنیته معاوضه کردند.
به دلیل عدم مسئولیت آنها، روستا در رسیدن به اهداف خود شکست خورد. این داستان نشان دهندهی نخبگان ناسپاسی بود که وقتی به مدارج بالای علمی و هنری رسیدند اصل و نسب خود را فراموش کردند و موفقیتی که داشتند را حاصل تلاش و زحمت خود میدیدند و نقش اهالی روستا را در موفقیت خود، نادیده گرفتند.
در این داستان تلاش کردم به صورت خلاصه و به دور از گستردهنویسی و حاشیهپردازی، شرحی به مناسبتهای اجتماعی مردم ایران و شیوه زندگی آنها و همزیستی با دیگر ادیان بپردازم و تلاش کردم که صلح طلبی و احترام به ارزشهای والای انسانی که طی سالیان متمادی در این سرزمین جاری بوده است را به تصویر بکشم.






هنوز بررسیای ثبت نشده است.