✅خرید محصول توسط کلیه کارت های شتاب امکان پذیر است. ✅بعد از خرید محصولات دانلودی، لینک دانلود در اختیار شما قرار خواهدگرفت و هر گونه فروش در سایت های دیگر قابل پیگیری خواهد بود. ✅بعد از خرید کتاب های فیزیکی، سفارش شما ثبت و آماده ارسال میشود.
- دسترسی به محصولات دانلودی به صورت مادامالعمر (طرح جلد، موکاپ، قالب صفحه آرایی)
- بستهبندی ضدآب برای ارسال کتاب های خریداری شده
- تمامی کتاب های نشر متخصصان به صورت فیزیکی هستند.
کتاب قصههای شاعرانه نوشته جناب آقای محمدرضا خیامی را به صورت قانونی از سایت متخصصان خریداری کنید.
ارسال کتاب تا ده روز کاری.
دوازده قصه تحت عنوان «قصه های شاعرانه» نوشتۀ محمدرضا خیامی در صد و سی (۱۳۰) صفحه قطع رقعی توسط انتشارات متخصصان در قالب چاپ و الکترونیکی به بازار عرضه میشود. نویسنده بر آن است که زمان، نشان داده انسان صفیِ بالنده از تولد تا مرگ با قصه زندگی میکند. به خواب میرود و با قصه بیدار میماند. پس میتوان گفت «قصه» گرچه همۀ زندگی نیست اما فصل بزرگی از آن است. قصه با سابقهای به طول حضور انسان. اگرچه در دورانی به اختصار رفته و حتی با مرگ همآغوشی کرده اما دوباره پربارتر به زندگی بازگشته است و همین خواسته است که شبِ مرگ شهرزادِ قصهگو «دنیازاد» در مسند «قصهگویی» مینشیند. نمادین بودن دو نام «شهرزاد» و «دنیازاد» نشاندهندۀ نه مرگ که گسترش قصه در زندگی است و …
نویسنده مدعی است که «قصههای شاعرانه» فصل جدیدی در قصهنویسی را رقم زده است. حضور دو مرغابی و یک لاکپشت، برگرفته از قصههای کلیله و دمنه، در قصۀ «بیمهی تقدیر» حضور مییابند تا … و در قصهی «تبرزین» …. زنی که در یک مهاجرت اجباری به دیاری دیگر، به رازی نهفته در تبرزین دست مییازد … دو نمونهایست که نویسنده مدعی بر متفاوتبودن آنهاست و همچنین در قصص دیگر …. و اما روزی که نسخهی تایپ شدهی «قصههای شاعرانه» به دستم رسید. با آرامشی تجربه نشده، مشغول ورق زدن آن بودم، که سیلی ناگهانی و بنیانکن ذهنم را متلاشی کرد. هزینهها؟ چه باید کرد؟ که ناگه آسمان ستاره باران شد و باران گرفت! به امید چنین «نشانه»ای تلفن را برداشتم با اولین شماره، صدای گرم و صمیمانهای به گوشم نشست! انتشارات متخصصان بفرمایید!
قیمت چاپ و خدماتش آنچنان بود که ته قلکم هم بینصیب نماند. با تشکر ویژه از تمام دست اندرکاران، خاصه موسسین و مدیران انتشارات متخصصان!
سخن آخر:
اگر تصمیم من حمل بر این ضربالمثل نشود که: ماست ریخته یا شمع سوخته را نذر امامزاده میکنم؛ دوست میدارم از فروش کتاب آنچه میماند به بیمارستان «کودکان سرطانی» اهدا کنم. به امید «نشان»هایی که در راهند.
جنتی کرد جهان را ز شکر خندیدن
آن که آموخت مرا شکل دگر خندیدن






هنوز بررسیای ثبت نشده است.