✅خرید محصول توسط کلیه کارت های شتاب امکان پذیر است. ✅بعد از خرید محصولات دانلودی، لینک دانلود در اختیار شما قرار خواهدگرفت و هر گونه فروش در سایت های دیگر قابل پیگیری خواهد بود. ✅بعد از خرید کتاب های فیزیکی، سفارش شما ثبت و آماده ارسال میشود.
- دسترسی به محصولات دانلودی به صورت مادامالعمر (طرح جلد، موکاپ، قالب صفحه آرایی)
- بستهبندی ضدآب برای ارسال کتاب های خریداری شده
- تمامی کتاب های نشر متخصصان به صورت فیزیکی هستند.
کتاب کرانه اندیشه نوشته جناب آقای محمد صباغیان را به صورت قانونی از سایت متخصصان خریداری کنید.
ارسال کتاب تا ده روز کاری.
در بخشی از کتاب میخوانیم:
مقدمه
آزادی مفهومی انتزاعی دارد تا به عمل درآید. ذهنی که از آزادی برخوردار نباشد، درعمل نیز مؤثر واقع نمیشود.
برای رسیدن به دروازهی آزادی باید قفل تعصبات عقیدتی خود را باز کنید تا ذهن از این اسارت تصنعی آزاد گردد، این اولین مرحله برای رسیدن به هدف خطیر آزادی است.
این کتاب با آزادی اندیشه، فارغ از هرگونه عقاید و جبههی فکری به قلم تحریر درآمده است. لطفاً برای درک مفاهیم داستانهای واقع در حقیقت، تعصبات فکری خود را کنار بگذارید و با آزادی اندیشه به خوانش آن بپردازید تا دچار مغلطههای فکری نشوید.
اگر معنای آزاداندیشی را در باب زندگی حقیقی درک کنید، حتی اگر افلیج هم باشید بلندپروازترین هستید. لطفاً تعصبات دینی، اجتماعی و… در خوانش این کتاب به خرج ندهید که هیچ ثمری جز دوگانگی فکری عاید شما نمیشود.
تقدیم به آزاداندیشان
جزیرهی حیوانات
در دریا شناور هستم. پشتم را بر روی زمینی گرم احساس میکنم. چشمانم را بهآرامی باز میکنم. تصویر کاملاً تیره و تار است، آرامآرام وضوح مییابد. گرمای نور خورشید را بر صورتم احساس میکنم. برمیخیزم.
در یک جزیره قرار دارم و اقیانوسی متلاطم جزیره را احاطه کرده است. هیچچیز به یاد نمیآورم. که هستم؟ چه موجودی هستم؟ اینجا چه کار میکنم؟
به راه میافتم تا شاید جوابهایم را پیدا کنم.
چمنزار را از نظر میگذرانم. یک گروه میبینم. پیش میروم. گروهی از گاوها با نژادها و ظاهرهای مختلف.
از آنها میپرسم: شما که هستید و اینجا چه میکند؟
گاو با ولع علفش را میخورد و بعد میگوید: ما گروه گاوها هستیم و به چرا مشغولیم. حقیقت زندگی ما خوردن است. ما فقط میخوریم و زادوولد میکنیم. اگر تو هم اینگونه زندگی میکنی پیش ما بمان.
با خود میاندیشم. آیا زندگی تنها خوردن و زادوولد است؟
اگر اینگونه است، پس چرا توانای اندیشیدن دارم؟ هرکسی که فکر کند میداند که زندگی تنها خوردن، خوابیدن و زادوولد نیست، پس فلسفهی زندگی من با این گروه متفاوت است. ترکشان میکنم و به راهرفتن ادامه میدهم.
سنگلاخها را از نظر میگذرانم. یک گروه دیگر، گروه گرازهای وحشی. پیش میروم.
با عصبانیت با یکدیگر مبارزه می کنند، یکدیگر را کتک میزنند، زمین را شخم میزنند و درختان را میشکنند و …
از آنها میپرسم: شما که هستید و چه میکنید؟
یک گراز خشمگین که درحال فحاشی است، روی برمیگرداند و پاسخ میدهد: ما گراز هستیم که بر اثر زندگی سخت و نکبتبارمان وحشی شدیم، به دلیل تمام سختیهایی که کشیدهایم، همهی چیزهای خود و دیگران را از بین میبریم تا آتش خشممان آرام گیرد. اگر تو هم از زندگیات خشمگین هستی، پیش ما بمان.
باز هم در فکر غرق میشوم. من از زندگیام ناراحت هستم؛ چون هیچچیز را به یاد نمیآورم، ولی خشمگین نیستم؛ زیرا میدانم که خشم چیزی را درمان نمیکند. پس من یک گراز وحشی نیستم و فلسفهی زندگی من با اینها یکی نیست. به راهم ادامه میدهم.
از کنار درختان میگذرم. یک گروه دیگر؛ گروه میمونهای سرخوش. پیش میروم.
از آنها میپرسم: شما که هستید و چه کار میکنید؟
یک میمون بازیگوش و خندان میگوید: ما میمونهای سرخوش هستیم؛ زیرا هیچچیز برایمان اهمیتی ندارد و فقط میخندیم. بااینحال که گرازها به ما حمله میکنند، ما را قتل عام میکنند و محل زندگیمان را غارت و از ما سلب میکنند، اما ما باز هم همچنان خوشحالیم. اگر تو هم همچون ما از سختی زندگی به سرخوشی واهی روی آوردهای، پیش ما بمان و بار دیگر فکر.






هنوز بررسیای ثبت نشده است.