کتاب فرشته بدون بال (جلد دوم)

شناسه محصول: book-1401-9-3-1 Categories: , تاریخ انتشار : ۱۲ آذر ۱۴۰۱
قیمت محصول

۱۳۰,۰۰۰ 

موجود

جزئیات بیشتر

وزن 250 گرم
ابعاد 20 × 14 × 0.5 سانتیمتر
قوانین استفاده

✅خرید محصول توسط کلیه کارت های شتاب امکان پذیر است. ✅بعد از خرید محصولات دانلودی، لینک دانلود در اختیار شما قرار خواهدگرفت و هر گونه فروش در سایت های دیگر قابل پیگیری خواهد بود. ✅بعد از خرید کتاب های فیزیکی، سفارش شما ثبت و آماده ارسال می‌شود.  

  • دسترسی به محصولات دانلودی به صورت مادام‌العمر (طرح جلد، موکاپ، قالب صفحه آرایی)
  • بسته‌بندی ضدآب برای ارسال کتاب های خریداری شده
  • تمامی کتاب های نشر متخصصان به صورت فیزیکی هستند.
توضیحات مختصر محصول
کتاب فرشته بدون بال (جلد دوم)

کتاب فرشته بدون بال (جلد دوم) نوشته سرکار خانم محجوبه رشیدی را به صورت قانونی از سایت متخصصان خریداری کنید.

ارسال کتاب تا ده روز کاری.

کتاب فرشته بدون بال (جلد دوم) نوشته سرکار خانم محجوبه رشیدی منتشر شده در نشر متخصصان. در بخشی از این کتاب می خوانیم :

ماه‌های پر مشغله‌ای و پشت سر گذاشته بودم بیشتر وقتمو تو مراکز درمانی و مرکز توانبخشی گذرونده بودم برسام هم پابه‌پای من مثل یک همراه همیشگی تو تمام جلسات شرکت می‌کرد و کمکم می‌کرد بتونم حس راه رفتن و دوباره در خودم زنده کنم، دست کم هفته‌ای چند بار فیزیوتراپی و ورزش های مخصوص داشتم برسام انقدر پیگیر کارهای من بود که به اندازه‌یک دکترمغزو اعصاب و ستون فقرات اطلاعات داشت تموم تلاشش و می‌کرد تا من بتونم دوباره روی پاهام به ایستم، تموم لحظاتی که که ممکن بود زمین بخورم کنارم ایستاد و مثل کوه پشتم بود هربار هم که ازش می‌پرسیدم چرا انقدر پیگیرکارهای منه می‌گفت میخوام بعد طلاق مشکلی برای من پیش نیاد و بدون دغدغه زندگی کنم و هربار هم با لحن زمستانی می‌گفتم من نیاز به ترحم و کمک کسی ندارم و نمی‌خوام نگران من باشه اون هم می‌گفت نگرانم نیست و از روی انسانیت این کارو می‌کنه.

گرمی هوا تمام شده بود و نارنجی شدن برگ‌ها و بادی که دیگر لطافت و ملایمت نداشت نوید رسیدن پاییز و می‌داد! دیگه دوری و ندیدن عزیز کافی بود حالا وقتش رسیده بود که به دیدنش برم و بهش بگم اندازه تمام دنیا دلم براش تنگ شده از قبل با برسام هماهنگ کردم که به دیدنشون بریم! با عزیز تماس گرفتم و بهش گفتم که میخوام برم به دیدنش بغضش پشت تلفن کاملاً مشهود بود و با خوشحالی و آغوش باز گفت که بخاطر اومدن من مهمونی می‌گیره و همه و برای شام دعوت می‌کنه، دلم می‌خواست هرچه زودتر ببینمش این نیرویی که تاحالا کمکم کرده بود دلتنگ نشم دیگه قدرتشو از دست داده بود برای سه شنبه شب خونه عزیز دعوت شده بودیم می‌دونستم الان تموم توانشو میزاره و هرغذایی و که من دوست دارم و درست می‌کنه خوشحال بودم که می‌تونستم به زودی ببینمش بعد اینکه با عزیزصحبت کردم به اتاقم رفتم و ویولنم و برداشتم و با خودم بیرون آوردم و روی تراس رفتم گردو خاکش و تمیز کردم و اول حسابی درآغوش گرفتمش بوی چوبش منو یاد پدرم مینداخت نگاهی به سیم هاش انداختم با اولین آرشه کشی فهمیدم اصلاً کوک نیست و با منقبض و منبسط شدن هوا کوکش به هم خورد آرشه و روی میز گذاشتم و اول از همه ویولنم و کوک کردم، کاری که همیشه پدرم برام انجام می‌داد ولی حالا دیگه خودم یادگرفته بودم، ویولن و روی دوشم گذاشتم و شروع کردم به قطعه نواختن! تموم نت‌هاشو از حفظ بودم، قطعه‌ی غوغای ستارگان از مورد علاقه ترین قطعه های زندگیم بود چشم‌هامو بسته بودم کتاب نتم جلوی چشم‌هام نقش بسته بود صدای ویولن اطرافمو پر کرده بود غرق در نواختن بودم بعد از اینکه غوغای ستارگان تموم شد قطعه بعدی و شروع کردم این دفعه‌الهه ی ناز و از حفظ می‌نواختم احساسات درخون و رگ‌هام جاری شده بود از سازی که می‌زدم بسیار لذت می‌بردم بعد اینکه نت‌های پشت سرهم تموم شد دست از حرکت آرشه برداشتم حس خوبی داشتم احساس خوشحالی و دلتنگی باهم یکی شده بودند ویولن و از روی شونه‌هام پایین گذاشتم و بعد به بیرون از تراس روی مبل یک نفره کناره گلدان بزرگ سانسوریا گذاشتم و بعد به همونجا روبروی تلوزیون خاموش نشستم و موبایلمو از روی میز برداشتم و گالری گوشیمو باز کردم به تنها عکس دونفره‌ا مون با برسام نگاه کردم نیشم تا بناگوش باز بود برخلاف عکس‌هایی که با آیدا داشت که پر از پرستیژ و زیبایی بود این عکس کاملاً معمولی بود حتی کوچیکترین لبخندی روی لبش نبود کش موهامو باز کردم تا راحت‌تر بتونم سرمو به کاناپه تکیه بدم اون روز برای ناهار خورشت بامیه درست کرده بودم از مورد علاقه ترین چیزهایی بود که طعمشو دوست داشتم این چند ماهی برسام هم بجای اینکه از بیرون غذا سفارش بده و به اتاقش بره کنار من باهم ناهار و شام می‌خوردیم حتی وقتی چیزهایی که من درست می‌کردم و می‌خورد لبخند رضایت روی لبش می‌نشست ولی هیچوقت بهم نگفت دست پختم خوبه یا بده هیچوقتم بهم نگفت پرحرفیم موقع غذا خوردن کلافه اش می‌کنه یا حوصلشو سرمیبره فقط کنار هم مینشستیم و غذا می‌خوردیم.

نمایش بیشتر
دیدگاه های کاربران
دیدگاهتان را با ما درمیان بگذارید
0 0.0
بر اساس 0 خرید
0
0
0
0
0

هنوز بررسی‌ای ثبت نشده است.

اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “کتاب فرشته بدون بال (جلد دوم)”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *