✅خرید محصول توسط کلیه کارت های شتاب امکان پذیر است. ✅بعد از خرید محصولات دانلودی، لینک دانلود در اختیار شما قرار خواهدگرفت و هر گونه فروش در سایت های دیگر قابل پیگیری خواهد بود. ✅بعد از خرید کتاب های فیزیکی، سفارش شما ثبت و آماده ارسال میشود.
- دسترسی به محصولات دانلودی به صورت مادامالعمر (طرح جلد، موکاپ، قالب صفحه آرایی)
- بستهبندی ضدآب برای ارسال کتاب های خریداری شده
- تمامی کتاب های نشر متخصصان به صورت فیزیکی هستند.
محتوای کتاب

نوزاد تازه به دنیا آمدهای را کنار درِ یتیمخانهای گذاشتند. این اتفاق بهظاهر تکراری، در پس خود، حقیقی تلخ را پنهان کرده بود.
۱۸ سال گذشت.
۱۸ سال بیخبر از هویت واقعیاش، یتیم زندگی کرد. تنها چیزی که او را به گذشتهاش وصل میکرد؛ عروسک کوچکی بود.
چشمان عروسکش را هم با جادویی سبز افسون کرده بودند.
برای رسیدن به آنچه به او تعلق داشت، باید میرفت. باید میرفت تا کلید تمام معماهای قصهاش را پیدا کند.
تیکا نابغهی این داستان
با ترسها، دردها، خشمها، اشکها و لبخندهایش همراه باشید.
بخشی از کتاب

آرتا خداحافظی کرد. لنگلنگان از پلهها پایین رفت. سانی که پایین روی صندلی چوبی کنار بخاری نشسته بود؛ از زیر عینک ته استکانش به او نگاهی کرد. اما چیزی نگفت. میشل مثل همیشه روی پلهها لم داده بود؛ با دیدن آرتا خودش را جمع کرد. آرتا از کنارش گذشت و آنجا را ترک کرد. آنها در اتاقشان، ماندند. حتی پردهی پنجره را جلو کشیدند. هوا تاریک شد.
نیمهشب فرا رسید. منتظر آرتا بودند که صدای در زدن ضعیفی، به گوششان رسید. آرامآرام از پلهها پایین آمدند. سانی کنار بخاری چوبی روی صندلی خوابیده بود. روی پاهایش پتو کشیده بود. عینک تهاستکانی، هنوز روی چشمانش قرار داشت. صدای خروپفش همهجا را پر کرده بود. خوشبختانه صدای در زدن آرتا را نشنید. میشل گربهی چاقی پشمالوی سیاهرنگ کنار صندلیاش لم داده بود. آنها آرامآرام به سمت در رفتند. بیصدا از خانه خارج شدند.
کتاب تیکا نوشته سرکار خانم سکینه پارت(شراره) را به صورت قانونی از سایت متخصصان خریداری کنید.
ارسال کتاب تا ده روز کاری.






هنوز بررسیای ثبت نشده است.