1

کتاب آقا سید ابراهیم

شناسه محصول: book-1401-10-2-1-176-4-5-33-23-19-22-21-4-4-20-2-1-1-1-14-20-17-1-1-11-1-17 Category: تاریخ انتشار : ۱۵ آبان ۱۴۰۳
قیمت محصول

۲۰۰,۰۰۰ 

موجود

جزئیات بیشتر

وزن150 گرم
ابعاد20 × 14 × 0.5 سانتیمتر
قوانین استفاده

✅خرید محصول توسط کلیه کارت های شتاب امکان پذیر است. ✅بعد از خرید محصولات دانلودی، لینک دانلود در اختیار شما قرار خواهدگرفت و هر گونه فروش در سایت های دیگر قابل پیگیری خواهد بود. ✅بعد از خرید کتاب های فیزیکی، سفارش شما ثبت و آماده ارسال می‌شود.  

  • دسترسی به محصولات دانلودی به صورت مادام‌العمر (طرح جلد، موکاپ، قالب صفحه آرایی)
  • بسته‌بندی ضدآب برای ارسال کتاب های خریداری شده
  • تمامی کتاب های نشر متخصصان به صورت فیزیکی هستند.
توضیحات مختصر محصول
کتاب آقا سید ابراهیم

کتاب آقا سید ابراهیم نوشته سرکار خانم فاطمه راد را به صورت قانونی از سایت متخصصان خریداری کنید.

ارسال کتاب تا ده روز کاری.

در بخشی از کتاب می‌خوانیم:

اُردی …؟

ریحانه خانوم کلاس اولش تموم شد و به‌ قول‌ معروف سواددار شده و مشتاقانه با تلاش و توکّل داره راه رو ادامه می­ده تا بتونه برای امام زمانش لازم بشه. امروز سی اردیبهشت هزار و چهارصد و سه، آخرین روز سال تحصیلی ریحانه­ بود. صبح اوّل وقت مثل همیشه از طرف آقا امام رضا جانم برای سلامتی امام زمان (عج) صدقه گذاشتم  و کلی دعا کردم برای سلامتی آقا، برای سلامتی آقای رئیسی، سلامتی حافظان امنیت کشور، سلامتی و نصرت انصار­الله، حزب‌الله، حوثی‌های یمنی و مردم مظلوم فلسطین. برای همه اوناییکه شب و روز برای حفظ امنیت این نظام دارن زحمت می­کشن و خون‌ دل می­خورن تا ما راحت باشیم. و هزاااار تا دعای دیگه.

ریحانه رو از مدرسه آوردم، برای تابستون کلی برنامه ریخته بودیم. کار کلاس اوّل خیلی سنگین بود و کلی انرژی اَزمون گرفته بود و واقعاً هم باید درس­های کلاس دوّم رو پیش‌خوانی می­کردیم و هم درس­های کلاس اوّل رو مرور؛ هم اینکه کلاس­های ورزشی بره و تفریح کنه که دوران تعطیلی تابستون بهش خوش بگذره و به قولی خستگی در کنه. همین‌طور که داشتیم برنامه می­ریختیم، کُمد اسباب ‌بازی‌­های ریحانه که طی سال تحصیلی پلمب بود رو هم بالأخره باز کردیم و دوران شیرین تابستون شروع شد. تلاشم بر این بود که حسابی خستگی این ۹ ماه تحصیلی رو در کنه و انرژی خوبی برای مهر ماه و سال جدید ذخیره کنه.

چند روزی بود که هوا خوب نبود. درسته که هنوز بهار بود و هوای بهار به دمدمی معروف است، ولی این دمدمی با همیشه فرق داشت. انگار آسمون دلش گرفته بود و اون­قدر می­بارید، که سمت خراسان کلاً سیل بود.

داشتیم با اسباب ‌بازی‌ها مرور خاطرات می­کردیم که تلفنم زنگ زد. برام عجیب بود. کی این وقت بعد­از­ظهر به من زنگ زده؟ با آقا محمد­حسین که صحبت کرده بودم. مامانمم که طبق معمول بعد از مدرسه زنگ زده بود و با ریحانه چاق‌سلامتی ‌رو کرده بود. دیدم مامانمه. دلم هرّی ریخت و نگران شدم. جواب دادم و گفتم: «سلام مامان» صدای گریه اَمونش نمی­داد. بیشتر نگران شدم و هی پرسیدم چی شده؟ گفت: « بزن شبکه خبر»

نمایش بیشتر
دیدگاه های کاربران
دیدگاهتان را با ما درمیان بگذارید
0 0.0
بر اساس 0 خرید
0
0
0
0
0

هنوز بررسی‌ای ثبت نشده است.

اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “کتاب آقا سید ابراهیم”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *